۱۳۸۸ آبان ۱, جمعه

ترانه آخرین زمان از آلبوم ایلوسین ، کار جدید شاهین نجفی

این کار یکی از بهترین ترانه های البوم جدید شاهین است به همت دوست و همکار خوبم کوروش به صورت تصویری در اومده !
با هم ببینیم و گوش کنیم :
این هم متن کامل این شعر از وبلاگ شاهین نجفی:
پاینده ایران

۱۳۸۸ مهر ۱۶, پنجشنبه

ایران در گذر تاریخ

چند وقتی هست که کمتر حال و حوصله نوشتن و وب گردی دارم ، بیشتر ترجیح میدم و در واقع احساس نیاز می کنم که بخونم تا اینکه بنویسم . به همین دلیل تو چند وقت گذشته سراغ کتابهای معاصری رفتم که یا ممنوعند یا اینکه گیر نمیاند و به لطف یکی از دوستام تونستم نسخه صوتی چندتا کتاب خوب رو پیدا کنم که هم بشه بدون زحمت مطالعه کتاب خوند و هم جوابی به حس کتاب خوندنم داده باشم و حتما قبول دارید که وقتی کسی نوشته های اساتیدی مثل علی اکبر دهخدا ، سعیدی سیرجانی ، علی دشتی و ... رو میخونه ( که در نقد دوران خود نوشته اند ) و با چیزایی که میتونه بنویسه مقایسه می کنه دیگه روش نمیشه که بشینه و به قول قدیمیا کاغذ خط خطی کنه و به قول جدیدیا پست آپ کنه !
به هر حال با تمام این مشکلاتی که در سر راه نوشتن وجود داره یه سری مطالبی در مورد تکرار تاریخ چند روزی هست که فکرم رو مشغول کرده و امروز که وقت گیر آوردم بنا دارم که از ذهنم منتقلشون کنم به اینجا !
سعدی رحمه الله علیه میفرماید : "
یکی بر سر شاخ بن می برید
خداوند بستان نظرکرد و دید

بگفتا که این مرد بد می کند
نه برمن که برنفس خود می کند"
که اشاره داره به ظلمی که حاکمان در حق مردم زمان خویش می کرده اند و با این کار باعث سقوط خویش میشده اند و لزومی بر توضیح و تفسیر شعر نمی بینم و مقصود تکثر و تکرار این دور تسلسل در تاریخ ایران زمین است .
از زمان مدرسه که کتاب های تاریخ پیش از اسلام و پس از اسلام را ( با کلی تغییر و تحریف ) می خواندیم در هر دوره ای در پس نارضایتی عامه مردم و یا حمله سرداری کارآمد و یا مشکلات داخلی دربار حکومتی سقوط میکند و حاکم جدید که عموما توانا و مدبر است بر سر کار می آید و در گذر زمان و یا پس از چند بار تغییر حکومت در خاندان سلطنتی حاکمی جبار بر تخت می نشیند و ضحاک وار ستمها میکند و خونها میریزد ولی به ناچار توان مقابله با قدرت عامه را ندارد و به دست کاوه ها و رهبری فریدون وشی به زیر کشیده میشود و دوباره - روز از نو ، روزی از نو - چرخه حکومتی آغاز میشود .
در مورد حکومت اسلامی تفاوت این است که از آغاز اگر رضایتی بود ، ظاهری بود و از همان روزهای ابتدایی حکومت اسلامی مخالفان مجال سخن نیافتند و هر جا هر کس حرفی بر زبان آورد زبانش سوزاندند و هر کس فکری مخالف در سر داشت سر بریدند و یا در بند کردند . اما مگر میتوان ریشه تفکر را خشکاند و مگر میشود در این دنیای مدرن اطلاعات مانع از ورود تفکرات آزادی خواهانه و آزادی طلبانه به خانه های مردم شد ؟ آنهم مردمی که نه مانند اعراب بادیه نشین( حاشیه خلیج فارس ) با سیر شدن و خوش بودن کرکره مغز را پایین میکشند و ساکت میشوند و نه مانند مردم کشور های آسیای شرقی در فشار اقتصادی از رهبران خویش غافل !
مردم ایران هیچگاه ! هیچگاه در طول تاریخ ، تن به ظلم ظالمان نداده اند و اگر مجال فعالیت اجتماعی از آنها گرفته شده در زیر زمین های خانه هایشان برای رسیدن به نور اندیشیده اند و راه جسته اند ! مردمی که فرزندان داریوش کبیر و کوروش دادگر هستند و پیش از هر ملت دیگری طعم برابری و عدالت را چشیده اند . مردمی که 100 سال پیش دموکراسی را در جنبش مشروطه فریاد کردند .
باید این رژیم را ادامه ای بر دیکتاتوری های رضا خان و وطن فروشی های احمد شاه و محمد شاه قاجار دانست و به حرکت مردم ایران در این دوره را ادامه ای بر حرکت مشروطه خواهی ؛ به لطف این مصايب شاید امروز آنقدر آگاه شده باشیم که تن به حکومت امثال خمینی ندهیم و از اکنون افق آینده ایران را هفت رنگ بسازیم ، همانطور که پایه های حکومت اسلامی در دوره پهلوی ریخته شد و پدران ما خواسته یا نا خواسته از کسی حمایت کردند که در همان زمان نیز کتابهایش و نوشته هایش نشان از افکار تند مذهبی وی داشت ما نیز امروز در مسیری هستیم که لازم است برای آینده خود پایه ریزی کنیم ، حکومت اسلامی چه بخواهد ، چه نخواهد با حمایت یا بی حمایت کشورهای خارجی در پایان راه خویش است ، کنترل کشوری به وسعت و جمعیت ایران با باج دهی به خارجیان و دندان نشان دادن به مردم امکان پذیر نیست و محکوم به زوال است و امروز بر روشنفکران ماست که برای فردای ایران برنامه ریزی کنند ، ایرانی که غرق در مشکلات اقتصادی و امنیتی است . ایرانی که منابع مالی و معدنی اش و حتی تمامیت ارضی اش در خطر چپاول دشمنان دوست نماست . اگر امروز برای فردا برنامه ریزی نکنیم ، فردای پیروزی با اولین وعده ها عامه وعده پرست عقل به گوش میفروشند و به دام خمینی وشی دیگر خواهیم افتاد .
اگر امروز فکری برای آینده جنبش سبز داریم و قرار است راه سبز امید را زندگی کنیم بد نیست که در این مجال که تا پیروزی مانده اهدافی برای جنبش تعریف کنیم و دوستان روشنفکر ایده آلهای خویش را بیان کنند که فردای پیروزی خام کلام نشویم و عامه هم توقعی بیش از حد اقلها داشته باشد .
به امید اینده ای سبز - پاینده ایران و ایرانی