۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

نقش هاشمی رفسنجانی در جنبش سبز ! آیا هاشمی با ماست ؟

بحثهای گوناگونی پیرامون حضور هاشمی رفسنجانی در کنار مردم و یا حمایت وی از رهبری در هفته ای که گذشت مطرح شد و دیدگاههای مختلفی درباره موضع گیری جدید وی بیان گردید و سایت وی نیز مطالبی در تشریح موضع وی منتشر نمود که نتوانست دیدگاههای مختلف را به هم نزدیک نماید ، در این مقال تلاش میگردد که جمع بندی جامعی از سخنان موافق و مخالف وی داشته باشیم. خبرساز شدن مجدد هاشمی پس ازآن بود که مطلبی در حمایت از رهبری از ایشان منتشر گردید و تحلیل های گذشته که وی را در کنار مردم معرفی میکرد زیر سوال برد چنانچه قریب به اتفاق تحلیل گران وی را از گردونه جنبش سبز جدا دانستند و وی را به دنبال حفظ منافع خویش و اطرافیان معرفی نمودند ! در این میان بودند هنوز دوستانی که وی را سیاست مداری قابل میدانستند و میدانند و گفته های او را در جهت حمایت از مردم ارزیابی میکردند( میکنند ) . در این حقیقت که هاشمی سیاست مداری کار کشته و ماهر است شکی نیست ولی همگان بر این مسأله آگاهند که وی در عین سیاست مداری بسیار ملاحظه کار و با احتیاط عمل میکند و مهمتر آنکه باید دید هدف هاشمی و موضوعی که بر سر آن سیاست بازی میکند چیست ؟ از آغاز نیز آنچه هاشمی در حمایت از مردم و جنبش سبز !!! بیان داشت در واقع برداشتی خوشبینانه بود از سخنان وی که در جهت حفظ رژیم جمهوری اسلامی بیان شده بود و هیچگاه هاشمی مردم و جنبش سبز را بر رژیم ارجح ندانسته و همیشه نشان داده که اهل مصالحه و معامله در جهت حفظ نظام ، اطرافیان و مصالح خویش بوده است ! و نکته دیگر اینکه در شرایط حاکم بر جامعه پس از انتخابات و فشار موجود بر وی و خانواده اش سخنانی با مزمون حمایت از مردم تنها اهرم فشاری بر دولت کودتا و خامنه ای بود و شاید نشان دادن چنگ و دندان به اهالی قدرت ، و اکنون نیز این سخنان در حمایت از رهبری هر چند با توضیحاتی در توجیه آن در ادامه همراه شد تثبیت کننده نظریه اولویت حفظ رژیم بر هر امر دیگر است . هاشمی کنون بر این عقیده است که با حمایت از خامنه ای میتواند اکثریت را به سمت رهبری متمایل کند و تقصیر ها را به گردن گروه اقلیت احمدی نژاد و بعضی از نظامیان بیاندازد ، چنانچه قبلا نیز احساس میشد که سیاست ها بر جداکردن خامنه ای از جنایات اخیر استوار شده است ! اینک پس از عقب نشینی خامنه ای در سخنانش در جمع دانشجویان (!) و حمله های احمدی نژاد در نماز جمعه به سران جنبش اقدامهای عملی جدیدی در راستای این سیاست انجام گردید و عملا خامنه ای خویش را از جمع کودتاچیان جدا نمود و از این پس احمدی نژاد به عنوان عامل کودتا نقش پر رنگتری خواهد داشت ! هاشمی نیز که موفق به ایجاد اجماع در خلع خامنه ای نشده بود از این سناریو حمایت میکند چون بر این باور است که حفظ خامنه ای و حذف احمدی نژاد به مراتب ساده تر و امکان پذیر تر است و حفظ نظام را نیز باعث میگردد ! ولی در این میان نقش ما چیست ؟ آیا باید چشم بسته از هر جمله ای که به مذاقمان خوش میاید قند در دل آب کنیم و با هر جمله که بوی بی مهری میدهد ابرو در هم بکشیم ؟ من معتقدم که هر یک از ما با حداقل خواسته هایی در حمایت از جنبش به خیابانها آمدیم و همه کم وبیش هزینه دادیم و اکنون با گذشت بیش از 75 روز از انتخابات خواسته های مشخصی داریم و نباید به کسانی مانند هاشمی رفسنجانی اجازه دهیم که با احساسات ما بازی کند و با سوء استفاده از حمایت ما معامله نماید ؛ بلکه میبایست با تدبیر عمل نماییم و در شرایط مختلف از حضور چهره های سیاسی مختلف در جهت نیل به اهداف و آرمانهای جنبش بهره بجوییم ، حضور هاشمی و حمایتش از جنبش سبز تا آنجا که باعث ایجاد شکاف در حاکمیت میگردد مؤثر است و در جهت اهداف ما ، تا جایی که به نفع جنبش سخن میگوید از سخنانش ! ( و نه خودش ) حمایت میکنیم و اگر روزی از رهبری حمایت کرد سخنانش را نقد میکنیم ! جنبش سبز کنون با هدایت موسوی و روشنگریهای کروبی که به حق جواب حمایتهای مردمی را با مدیریت و از خود گدشتگی خویش داده اند نیاز به افراد معلوم الحالی چون هاشمی ندارد ، بلکه بر عکس ؛ هاشمی و دیگر سیاست مداران برای ادامه حیات سیاسی خویش نیازمند حمایت های مردمی هستند . پاینده باد ایران و ایرانی

۱۳۸۸ شهریور ۳, سه‌شنبه

شعری از محسن نامجو در مدح رهبر مذهبی ایران به نام فقیه خوشگله!

فقیه خوشگله

این محسن نامجو هم آدم جالبه ، تا وقتی که فکر میکرد میتونه تو ایران کار کنه و یه راهی براش مونده بود به قول خودش خود سانسوری میکرد ولی بعد از رای دادگاه که بر علیه ش صادر شد به سیم آخر زد و اشعار ضد ولایت فقیهی رو که گفته بود رو کرد !

نه به اون توبه نوشتن ، نه به این مداحی !

البته تو این کلیپ میگه شعر رو 8 سال پیش گفته و این یه جورایی داره تایید میکنه کار اون قاری رو که ازش شکایت کرد !!

امیدوارم که محسن نامجو هم که میشه گفت یکی از با استعدادترین خوانندگان این دوران است راهش رو پیدا کرده باشه ، همونطور که خیلی از رهبرا و علما پیدا کردند !

پاینده ایران

۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه

به افطار خانواده زندانیان پشت دیوارهای اوین بپیوندیم ! آخرین ترفند رژیم ناامید کردن ماست

آنچه در زیر میاید از وبلاگ " فرصت نوشتن " نوشته بابک داد نقل میشود و تاکید من بر جمله هایی است که وی در نفی ناامیدی و در دعوت به حمایت از زندانیان و خانواده های آنان در افطارهای ماه رمضان و در پشت دیوارهای اوین است : خبر فوري:«مهدي» رگ خود را زد!] الان خبردار شدم «مهدي» قرباني ١٨ ساله تجاوز جنسي در كهريزك، صبح جمعه رگ دست خود را در حمام با تيغ زده و متأسفانه خون بسياري از دست داده. مهدي دچار افسردگي شديد و عفونت زخم مقعد و روده بود و روز جمعه، خواهر او تنها در منزل بوده و مأموران اورژانس در آخرين لحظات خونريزي شديد شريان مچ مهدي را بند مي آورند. آنها تلفن جديدم را نداشتند تا زودتر خبرم كنند و بتوانم كمكي بكنم يا حداقل خبررساني كنم. ظاهرا" پزشكان در بيمارستان مجبور شده اند دو كيسه خون به مهدي تزريق كنند و از مرگ حتمي نجاتش دهند. متأسفانه امكان رفتن به شهرستان محل زندگي آنها را ندارم ولي تلفني خبر مي گيرم. اينها تبعات جنايات كثيفي است كه به بهانه حفظ حاكميت ولي فقيه عادل! در زندانها انجام داده اند. مهدي هنوز بستري است و خواهرش مي گويد هيچ حرفي نزده و نمي زند. آيا حرفي هم مانده كه بگويد؟ ما را چه شده است؟ قلبم تير مي كشد...[پي نوشت]: چندروز قبل كه تلفن كردم و مهدي درباره «پدرام» برايم حرف ميزد، بنظر اميدوار مي آمد.خواهرش مي گفت دارد بهتر مي شود. وقتي شنيده بود همدردي مردم چقدر زياد است، حس كردم دارد احياء مي شود. اما ظاهرا" خوش بيني زيادي داشتم.افسردگي غيرقابل پيش بيني است و درمانش زمانبر است. حس تنفر از خود و نااميدي، يكي از بدترين اثرات تجاوز جنسي است. دنبال امكان خاصي براي فرستادن او به خارج هستم.(بودم! از اينجا پست قبل را بايد اصلاح كنم!) ساعتي قبل كه تلفني احوالپرس مهدي بودم، پدرش را در جريان اين فكر،يعني خروج مهدي از كشور قرار دادم. مخالفت كرد و سربسته از من خواست ماجراي خارج فرستادن مهدي را فعلا" دنبال نكنم. دليلش را نگفت. كلا" بعد از خودكشي پسرش شديدا" وحشت كرده و ترسيده، به عنوان يك پدر دركش مي كنم و فعلا" ايده خارج كردن مهدي را پيگيري نمي كنم تا وضعيت آنها را بهتر بررسي كنم. همچنين بد نيست برخي دوستان هم از شخص كم بضاعت و تحت تعقيب من، توقعات «شدني و ممكن» داشته باشند. من امكانات بسيار محدود و محدود و محدودي دارم! درستش اين است.«امكانات حتي محدود هم ندارم!» در يادداشت تازه ام نوشته ام اين هفتاد روزه «واقعيت» زندگيمان چگونه در معرض خطر بوده و هست! انتشار يادداشتم را كه درباره «مصاحبه جمعه شبم زير سايه تعقيب مأموران» آماده كرده بودم، بدليل اهميت خبر رگ زني مهدي عزيز، عقب انداختم. اگر آن را بخوانيد (فردا انشاءالله آن را در وبلاگ مي گذارم) مي بينيد جمعه شب فقط «١٠ دقيقه» با دستگيري فاصله داشتم! بعضي دوستان نسخه هايي داده اند كه فقط «حضرت سوپرمن» قادر به انجامشان است! پس اين دوستان(!) فعلا" درباره راههاي رفتن به كردستان و تركيه و دوبي يا بردن پيش دكتر نسخه ندهند لطفا"! /[پي نوشت ٢]: «مهدي» را نااميدي به فرجام رگ زني كشاند! معروف است شيطان،ابزار و اسباب تسلط بر آدميان را به فروش گذاشت! ابزار شهوت، خشم، دروغ،و...! مي گويند گرانترين ومؤثرترين ابزار شيطان در آن بازار مكاره،«افسردگي و يأس» بود! شيطان گفت:«نا اميد كردن آدمي، آخرين و مؤثرترين حربه من است!» ديشب از يكي از مأموران كه مدام تهديدنامه برايم ايميل مي كند،مجددا" كلي فحش و ناسزا و تهديد دريافت كردم.تهديدهايش مهم نيست.اما چيزي نوشته بود كه مرا به فكر فرو برد. چند روز است دوستاني در فيس بوك صفحه «حمايت از بابك داد» ايجاد كرده اند. نه براي حمايت از «شخص داد»،بلكه براي «حمايت از آزادي بيان او» و اشخاصي كه براي بيان حقيقت، ناگزير مي شوند براي حفظ جان خود و خانواده شان، ترك خانه و كاشانه و وطن كنند. صفحه اي با اين آدرس: www.facebook.com/group.php?gid=123300322650 آن مأمور در ايميلش به عدم استقبال مردم از عضويت در اين صفحه و اقدام حمايتي، اشاره اي كرده و كنايه اي زده و نوشته بود:« فقط ١٦٠٠ نفر؟ براي همين ١٦٠٠نفر حامي! جون خودتو كف دستت گرفتي؟ ديدي شما توي اقليت هستين؟ باورت شد؟» راستش اعتراف مي كنم او با اين «ترفند شيطاني»،توانست مثل يك بازجو مرا نااميد كند، يا حداقل ساعتي مرا به فكر فرو ببرد! راستي «آزادي بيان» اشخاص همين تعداد حامي دارد؟ نكند با همين ترفندها، دوستان دربند يا خانواده هاي آنان را به نااميدي برسانند و آنها را بشكنند؟ من بطور مطلق،«هيچ» براي تحقير شخص خودم توسط آن مأمور شيطان صفت ناراحت نشدم. اما ترفند شيطاني نظام يعني «نا اميد كردن» بدجور مؤثر است. اين را گفتم كه تأكيد كنم «اميد»، تنها نياز اساسي اهالي جنبش سبز است و «يأس»، سم مهلك آن است. خانواده زندانيان نبايد نااميد شوند، آزادشدگان و قربانيان شكنجه ها و تجاوزها و مبارزان، نيازمند روحيه بخشي و اميد هستند. ما بايد راه را بر چيرگي دلسردي و يأس بر خود و خانواده زندانيان و قربانيان ببنديم. راستي چرا ما مردم براي حمايت از زندانياني كه براي دفاع از حق و رأي ما، اسير شده اند و شكنجه مي شوند، به «افطار خانواده زندانيان» پشت ديوارهاي اوين نپيونديم؟ چرا آنجا «افطار ميليوني» برپا نكنيم؟ بگذار ننگ باتوم زدن به روزه داران هم در پرونده نظام ثبت شود. بگذار روزه مان را با باتوم افطار كنيم، اما خانواده زندانيان را دلگرم و اميدوار كنيم.چرا ما مردم پنجشنبه ها به بهشت زهرا نرويم و مزار شهيدان سبزكفن را غرق دسته هاي گل نكنيم؟ چرا شنبه ها، به «مادران داغدار» در پاركها سر نزنيم؟ چرا از يك كليك ساده روي پتيشن هاي اعتراضي و سايتها و گروههاي حمايت از زندانيان و مبارزان دريغ مي كنيم؟ آيا مي دانيد كودتاچيان از اين حمايتهاي شما و بودنتان به زانو درخواهند آمد؟ آنها دارند پتيشن مصنوعي «تقاضاي محاكمه موسوي و كروبي» را به دنيا ايميل مي كنند! نكند ما هدف را فراموش كنيم و نااميد شويم. يادتان باشد آخرين ترفند شيطان،«نااميد كردن» آدمي است. خدا نكند شيطان بتواند نااميدمان كند! وگرنه اين ديكتاتورها، نسل آزاديخواهي و حق طلبي را در اين سرزمين از ريشه مي خشكانند.«مهدي» قرباني نااميدي از احقاق حقش در اين حكومت است. داروي او و ما و فعالان و خانواده هاي زندانيان و اسباب پيروزي جنبش سبز ما، فقط «اميد» است. آن «مأمور موظف!» و ايميل تحقيرآميزش درباره حاميان من، «عدو»يي بود كه «سبب خير» شد كه از ضرورت اميد بيشتر بنويسم.يا حق!(پي نوشت٣): دوستان از بحث فيس بوك عبور كنيد.از آن ماجرا،مثالي زدم تا درباره شيوه هاي شيطاني مأموران نظام بعد از «تفرقه افكني» و «ترديدافكني» از ترفند كثيف «نا اميد سازي» سخن بگويم. من از همه ادوستان facebook ممنونم، اما غرضم تأثير مخرب «وسوسه يأس» شيطان بر ماست. پس لطفا" پيام اصلي بحث را گم نكنيد:«امروز و هرروز افطار با خانواده زندانيان،اوين» به نقل از وبلاگ فرصت نوشتن - نوشته بابک داد ! لطفا دوستانی که میتونند به لینک facebook برند و در حمایت از بابک داد عزیز در گروه حامیانش عضو شن. پاینده ایران

۱۳۸۸ مرداد ۲۹, پنجشنبه

پاسخ مهدی کروبی به نامه سید حسین شاهمرادی برادر همسر ترانه موسوی دوم

پس از اینکه مهدی کروبی در پاسخ به تهمت‏هایی که به وی زده شد جزئیاتی از ماجرای توطئه حامیان کودتا در ماجرای ترانه موسوی را فاش کرد، برادر همسر ترانه موسوی در نامه‏ای به کروبی که در روزنامه جام‏جم منتشر شد از افشای این موضوع انتقاد کرد. در پی ایراد این انتقاد، مهدی کروبی به اظهارات وی پاسخ داده و با شرح بیشتری از ماجرا بر مواضع اصولی خود پافشاری کرده است: متن این نامه به نقل از سحام نیوز در زیر میاید:

برادر عزیزم جناب آقای حجت السلام والمسلمین شاهمرادی با سلام و احترام نامه ای را خطاب به اینجانب در روزنامه جام جم مورخ 28/ 5/ 88 نوشته اید و گله مند بودید از آنچه که من برای روشن شدن افکار عمومی درباره ماجرای ترانه موسوی بیان کردم. البته جای خوشحالی است که شما اصل گفت و گوی خودتان با بنده را تکذیب نکردید ولی معتقد بودید که بنده آنچه که شما به من گفته اید و به قول خودتان تنها قفل سکوتتان را درباره ماجرای ترانه موسوی در حضور بنده شکسته اید به صورت کامل منتقل نکرده ام. اما لازم است که در این مورد چند نکته را به شما عرض کنم:

١- آقای شاهمردای برادر عزیزم ، نمی دانم که آیا شما تحت فشار ناچار به نگارش چنین نامه ای به من شده اید که تیتری بر آن برگزیده شود که از اظهارات و عملکرد بنده متاسف شده اید یا خیر ؟ ولی وقتی که نامه شما را خواندم خوشحال شدم از اینکه شما نیز اصل موضوع را تایید کردید و تنها انتقاد داشتید به اینکه چرا بنده امانت دار نبوده ام و مطالبی را که شما نزد من بازگو کرده اید، منتقل کرده ام. چنین است که من بر آن شدم به نامه شما پاسخ دهم تا شما نیز مطمئن شوید چرامهدی کروبی این سرباز کوچک نظام هیچ گاه نمی تواند در برابر تضییع حقوق مردم سکوت پیشه کند ، به خصوص آنهم در زمانی که عده ای بر آنند تا جنایات وحشتناکی را که روی داده است کتمان کرده و یا به گردن دیگری بیاندازنند.

2- هنگامی که بنده به شما تلفن زدم و درخواست کردم تا ملاقاتی با شما داشته باشم برای این بود که آنچه از زبان فرد دیگری که البته شما ایشان را می شناسید و مورد اعتمادمان هست شنیده ام را با شما مطرح کنم . پس اگر به خاطر داشته باشید همان موقع که درباره این ماجرا سوال کردم به شما عرض کردم که چه کسی این موضوع را به نقل از شما به بنده گفته است و شما نیز خوب می دانید که ایشان منبع موثقی هستند . در این راستا لازم به توضیح است که بنده از اصل موضوع خبر داشتم و تنها برای توضیحات بیشتر خواستم تا ماجرا را از شما جویا شوم و در حقیقت مطلب تازه ای از جانب شما به من در این باره گفته نشد که شما اکنون از من گله کرده اید که چرا آنچه شما گفته اید نگفته ام و اظهار داشته اید که ناباورانه تاسف خورده اید از مطالبی که مطرح شده است.

3- از سوی دیگر شما بهتر می دانید که بنده قصد افشاگری درباره جزئیات ماجرای ترانه موسوی نداشتم و نمی خواستم که این موضوع را فعلا رسانه ای کنم و در مطبوعات منتشر کنم ؛ ولی متاسفم از انکه برخی از مسئولان کشور و ائمه جمعه و روزنامه های به اصطلاح اصولگرا از هر تریبونی برای هتاکی به بنده استفاده کردند و بی آنکه تمایلی برای بررسی آنچه که بنده مطرح کردم داشته باشند انگشت اتهام را به سمت اینجانب نشانه رفته و خواستار مجازات بنده شدند . شاهد آن بودم که جمعی در نماز جمعه و برخی مطبوعات با وقاحت سعی بر آن داشتند تا جنایاتی را که در حق مردم به علت اعتراض به نتیجه انتخاباتی روی داده است کتمان کنند . چنین بود که من تصمیم گرفتم در پاسخ به زیاده گویی هایی آنان طی مصاحبه ای مسائلی از جمله ماجرای ترانه موسوی را برملا کنم تا این بزرگواران بدانند که مهدی کروبی هیچ گاه بدون سند و مدرک حرف نمی زند . ولی اگر شما دقیقا مطلبی را که منتشر شده مطالعه کرده باشید متوجه خواهید شد که هیچ کجای مطلب نامی از شما و آن بزرگواری که این مطالب را به از نقل از شما به بنده منتقل کرده است برده نشده است و لازم به ذکر است که حتی نزدیکان بنده نیز از نام و نشانی گویندگان این خبر مطلع نبودند. حتی من در این مصاحبه هر جایی که لازم بود تا نام کسی را ببرم برای اینکه نام شما تداعی نشود از بیان آن خودداری کردم ولی اینک شما با نگارش این نامه سبب خیر شدید تا من بتوانم نام ایشان را بیان کنم . وقتی که شما با بنده صحبت می کردید فرمودید که داماد جناب آقای حجت السلام والمسلمین حسینی هستید ، در همان زمان بنده در این فکر بودم که چه کسی تلفن و آدرس منزل شما را به نیروهای امنتیی و انتظامی داده است و از کجا آنها می دانند که خانواده شما عروسی در کانادا به نام ترانه موسوی دارد ، چرا که می دانستم شما خانواده ای دارید که از چهره های علمی هستند و در محافل سیاست نیز وارد نمی شوند ولی هنگامی که گفتید داماد جناب آقای حسینی هستید من متوجه موضوع شدم ودر همان جا به شما گفتم که حلقه مفقود شده را پیدا کردم ، چرا که من می دانستم جناب آقای طائب نیز داماد آقای حسینی است و به شما گفتم که باجناق آقای طائب هستید که تایید کردید . لذا متوجه شدم که آقای طائب یکی از طراحان نمایش ترانه موسوی است . شما بهتر می دانید که باجناق گرامی شما جناب آقای طائب که وارد این معرکه شده است در گذشته نیز سوابق و تجربیاتی از این قبیل در وزارت اطلاعات داشته اند ، چرا که رییس دولت وقت به خاطر همین رفتار وعملکردش بود که ایشان را از وزارت اطلاعات اخراج کرد .

٤- آقای شاهمردای بردار عزیز من ، ما نمی توانیم جنایتی که در حق این مردم شده است را نادیده بگیریم و این خواست پروردگار بوده که این جنایات برملا شود تا عاملان ان مجازات گردند . شما که باید بهتر از هر کسی بدانید چه قضایایی رخ داده است. همین هفته ای که گذشت به دیدار سه خانواده ای رفتم که در این حوادث اخیر آسیب دیده اند . خانواده ای پسرشان کشته شده است و بنده از وضعیتی که بر آنها گذشته است بسیار متاسف شدم . به دیدار خانواده ای رفتم که زن جوانی در منزل داشتند که در این حوادث اخیر به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است که هنوز آثار کبودی بر صورت این زن پس از گذشت 60 روز از این حوادث نمایان بود و دست این زن نیز از چند ناحیه دچار شکستگی شده است و به گردنش آویزان است. همچنین به دیدار خانواده ای از سادات رفتم که جوان آنها در تخت بیماری افتاده بود که شکمش را سوراخ کرده و از این طریق به او غذا می دادند و یک چشمش را نیز تخلیه کرده اند و نابینا شده است و چشم دیگرش نیز در معرض نابینایی قرار دارد. این جوان سرش پر از ساچمه است و چندین بار مورد جراحی قرار گرفته و مجددا نیز باید جراحی شود. وقتی این خانواده ها شرح می دادند که چگونه مورد آزاد و اذیت قرار گرفته اند من متاسف شدم از اینکه این اتفاقات تحت لوای نظام جمهوری اسلامی روی داده است . به نظر شما با دیدن این جنایات کسی می تواند سکوت کند ؟ برادر عزیزمن ما نمی توانیم به بهانه حفظ نظام حقایق را کتمان کنیم چرا که تاریخ بالاخره حقیقت را آشکار خواهد کرد . البته این را نیز می گویم که اکنون بنده برای جمع آوری رای جهت حضور در انتخابات ریاست جمهوری و یا گرفتن پست و مقامی به دنبال پیگیری حقوق مردم نیستم بلکه به عنوان فرزند انقلاب و سرباز کوچک این نظام قصد آن دارم تا از حقوق مردم دفاع کرده و به آنها بگویم که آنچه از سوی عده ای از عوامل خودسر و مسئولان بی تدبیر صورت می گیرد به کل نظام تعمیم نمی یابد.

5 - لازم به ذکر است که از روزنامه محترم جام جم نیز تقاضا می شود که این مطلب را در همان ستون در پاسخ به ایشان منتشر کند. مهدی کروبی - 28 مرداد 88

۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه

سخنان آیت الله العظمی صانعی در گرگان

سخنان آیت الله العظمی صانعی در گرگان قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم قسمت چهارم قسمت پنجم این سخنان در جمع واعظین و علما و جمعی از دیگر اصناف ایراد گردیده است

۱۳۸۸ مرداد ۲۲, پنجشنبه

نماز جمعه سبز خواهد شد ، چه با هاشمی چه بی هاشمی !

نماز جمعه این هفته 23 مرداد که در پایان دومین ماه کودتا قرار گرفته است همزمان شده با نوبت ماهیانه اقامت نماز توسط آقای هاشمی رفسنجانی که با دخالت کودتاچیان و شورای اقامه نماز جمعه ایشان از حضور در نماز جمعه منع شدند ! خبر حضور هاشمی در نماز جمعه که در سایت ایشان اعلام شد در واقع حرکتی بود از طرف وی جهت اعلام حضور و جلب حمایت مردمی که در ادامه با دور اندیشی او و بیطرف نمایی طی اطلاعیه ای ضمن "موثق " شمردن خبر اقامه نماز این هفته اعلام آنرا به مرجع ذی صلاح واگذار کردند و خبر اقامه نماز از سایت ایشان حذف گردید . تقوی این اطلاعیه را به نفع کودتاچیان تعبیر کرد و از قول هاشمی اعلام کرد که در نماز شرکت نمیکند ! هدفم از توضیح این چرخه بیان این مطلب بود که هاشمی عزمش را برای حضور در نماز جمع کرده بود و اگر اطلاعیه صادر می کند که جهت حفظ نظم و ... در نماز شرکت نکرده است از روی ناچاری است سیاست و نباید بر وی خرده گرفت ، هاشمی در نماز پیشین سمت و سوی حرکتش را نشان داد و گمان نمیرود که عزمی بر سازش داشته باشد ، چه اگر داشت در این قحط الرجال ( برای کودتا ) بهترین متحد میتوانست باشد برای کودتاچیان ! و اما حضور هاشمی در نماز جمعه چه تاثیری در روند حرکتی مردم ایجاد میکرد ؟ به گمان من هیچ ! مسلما هاشمی نه از خویش برای جنبش هزینه خواهد کرد نه از رژیم ، تمام تلاش وی برای جلوگیری از سقوط جمهوری اسلامی بوده و هست اگرچه در راستای رسیدن به هدفش اکنون حمایت از مردم را بهترین راهکار میداند ، همه از سابقه هاشمی و طرز تفکر وی و اعتقادش به نظام آگاهیم ، در 30 سال گذشته هم هرچه کرده در راستای حفظ نظام بوده است و مدت زمانی طولانی سرکرده مافیای قدرت بوده است و اکنون نیز برای رضای خدا از جنبش مردمی حمایت نمی کند ؛ تنها وجه اشتراک ما با هاشمی دشمن مشترک است ! هاشمی نه برای مردم که برای نجات خویش و فرزندانش مجبور به مخالفت با ا.ن است و پس از چندین بار بازی خوردن از خامنه ای دیگر حاضر به همکاری و معامله با وی هم نیست پس راهی به جز چسباندن خود به مردم و حمایت های زیرکانه از حرکتهای ضد کودتا برایش نمی ماند ! و در مقابل باید دید جنبش به وی نیاز دارد یا بهتر بگویم ما نیز سودی از وی خواهیم برد ؟ حضور هاشمی در نماز جمعه تنها بهانه ایست ( بود ) برای تجمعات ماهیانه در نماز جمعه که دیگر به روال تبدیل شده و از این پس با هاشمی یا بدون هاشمی نماز جمعه ماهی یکبار سبز خواهد بود ! ولی هاشمی کاربرد دیگری نیز دارد ، ریاست وی بر خبرگان و تشخیص مصلحت هر چند تاکنون نتوانسته است موجبات عزل رهبر را فراهم آورد ولی حرکتی است رو به جلو در نیل به این هدف است و در کمترین حالت موجبات دودستگی هر چه بیشتر در حکومتیان را فراهم می آورد و مطمینا سد قدرتمندی در برابر ا.ن خواهد بود ضمن اینکه نیروی زیادی از دولت کودتا جهت برخورد با هاشمی و تلاش در جهت محو وی صرف خواهد شد که همه اینها کمکی است برای جنبش ، به قول آقای سازگارا فعلا خواست همه ما پایین کشیدن دولت کودتاست مراحل بعدی پس از سقوط کودتا و کودتاچیان قابل انجام است و یقین بدانید که مردم این بار اشتباه 30 سال پیش را تکرار نخواهند کرد .
وعده ما جمعه 23 مرداد نماز جمعه تهران و همه شهرستانها !
ما بشیماریم
پاینده ایران

۱۳۸۸ مرداد ۱۹, دوشنبه

پروژه عبور از احمدی نژاد برای حفظ موقعیت خامنه ای

تو این چند روزه اخبار متنوعی داشتیم از تجمعات شبانه - دادگاه های نمایشی - اخبار دروغ - شروع بازی های لیگ و ...
هر کدوم از مباحث بالا کلی جای بحث و تفسیر و قلم فرسایی داره ولی همشون یه جورایی نشون دهنده سست بودن پایه های دولت کودتا و عزم راسخ مردم بر تغییر و دموکراسی خواهی است .
یکی از این اخبار مهم قضیه نامه آقای کروبی به آقای هاشمی است مخصوصا اینکه هاشمی عمدا هیچ عکس العملی نشون نداده تا کروبی بعد از 10 روز نامه رو رسما منتشر کنه ولی از اون مهمتر جریانیه که تو چند روز گذشته ایجاد شده و سعی داره حساب خامنه ای رو از جریان کودتا جدا کنه تو روزنامه جوان مقاله ای خوندم راجع به بی اطلاعی خ.ر و اینکه یه عده دارن این کارا رو میکنند که رهبر رو ضایع کنند ، این روند در برخی از برنامه های سیما هم ایجاد شده و فاطی کماندو هم چند روز پیش احمدی رو شسته و انداخته رو بند خشک شه !!
تمام این ماجرا نشون دهنده اینه که سیستم تا حدودی متوجه شده که هیچ جوری نمیشه حرکت مردمی رو متوقف کرد و همون جوری که قبلا پیش بینی میشد میخوان با قربانی کردن احمدی خودشون رو نجات بدند ضمن اینکه آقای کوتوله ارزش این همه حمایت و هزینه رو هم نداره و تو چند وقت اخیر نشون داده که اگه قدرت داشته باشه غریبه و آشنا واسش زیاد فرق نمی کنند و از پدر ! خودش هم حرف شنوی نداره.
ولی چیزی که میشه راجع بهش مطمین بود اینه که اگر هم احمدی رو قربانی کنند به هیچ وجه حاضر نمیشند که موسوی جایگزینش بشه ، همین طور کروبی ، این وسط هاشمی هم داره تلاش میکنه که با قربانی کردن احمدی یه جورایی واسه رژیم کردیت بگیره و عمرشون رو که رو به اتمامه کمی طولانی ترش کنه !
به همین خاطره که دارن طبق روال سابق کاراشون رو میکنند ، شو های اعتراف رو نمایش میدن ، تو کیهان و فارس نیوز و بقیه ارگان هاشون مجرم سازی می کنند که در آخر بیایند اعلام کنند احمدی چون بی کفایتی کرده برکناره ، موسوی ، خاتمی و کروبی هم به دلایل مختلف از قبیل اعترض به تقلب ، رد شدن از خطای قرمز، دلایل حاصل از اعترافات و .... مجرمند و حالا میمونن چند نفر مثل محسن رضایی و قالی باف که ذوب شده در ولایتند و چند تا اصول گرای دیگه که مردم بیاین و یکیشون رو انتخاب کنین.
اینم میشه مطمین بود که رژیم با این وقت خریدناش داره کار خودش رو سخت تر کرده ، چون وقتی به این نتیجه رسیدن از احمدی عبور کنند که وقتشون کمه و برای اجرای یه سناریوی عامه پسند دستشون بستست مخصوصا تو این شرایط که کمبود سعید امامی و امثال اون تو وزارت اطلاعات داره به وضوح دیده میشه و همه روشهاشون به اصطلاح نخنما شده و عامه مردم هم نمایشاشون رو باور نمی کنند !
البته نباید از نقش نسل جوان و نیروی اطلاع رسان و آگاهی دهنده قافل شد ، جنبش سبز دیگه مثل 30 سال پیش به سادگی سرش کلاه نمیره و اسیر بی خبری و تک رسانه ای نمیشه ، چیزی که باعث شد انقلاب مردمی به رژیم دیکتاتوری بدل شه بسته بودن روزنه های اطلاعاتی بود ، در زمان انقلاب هم مردم دموکراسی و آزادی میخواستند ولی نبودن مجراهای اطلاع رسانی و بسته بودن محیط باعث شد به حداقل ها راضی بشند و 30 سال جنگ با دنیا ، فقر و استبداد رو تحمل کنند ؛ امروز اما مردم خیلی هشیار ترند هرکجا و با هرکس که صحبت میکنی نشانه هایی از دید باز اجتماعی و شناخت رو تو حرفاش میشنوی ! شاید هم بشه اینو از مواهب جمهوری اسلامی دونست !
جنبش سبز آزادی خواهی مردم ایران به راهش ادامه خواهد داد و امثال احمدی نژاد و خامنه ای ، فیروز آبادی و احمدی مقدم ها ، بسیج و لباس شخصی ها هم توان متوقف کردن ما رو ندارند فقط نباید سخته بشیم و به یاد داشته باشیم که برای رسیدن به آزادی باید بهاش رو هم پرداخت کنیم ، با تو خونه نشستن هیچ چیز تغییر نمیکنه ، در همه همایش ها شرکت کنیم و بیشمار بودنمون رو به جهانیان نشون بدیم !
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

فیلمهای تجمعات چهارشنبه 14 مرداد

در این پست تعدادی از ویدیو های امروز چهارشنبه 14 مرداد رو میزارم ! بهارستان 1 بهارستان 2 بهارستان 3 بهارستان 4 بهارستان 5 بهارستان 6 بهارستان 7 بهارستان 8 بهارستان 9 بازار 1 بازار 2 بازار 3 مترو بازار 4 در فایلهای ابتدایی فیلم در حالت صحبت کردن گرفته شده است فیلمهای دیگه ای هم که به دستم برسد اضافه خواهد شد . الان با یکی از دوستام که تو حول و حوش میدان فردوسی بود صحبت میکردم ، از حضور سنگین نیروهای گارد و همچنین مردمی که بسیار بودند خبر داد ولی هیچ شعاری داده نمیشه و مقاومت مردمی هنوز شکل نگرفته ! ساعت 8 شب به وقت تهران

آنچه به رییس جمهور مشروعیت میدهد رای مردم است نه مراسم تحلیف

امروز سه شنبه فردای روز تنفیذ ا.ن و شب پیش از تحلیف و ادای سوگند با مرور اخبار مختلف تنها چیزی که به ذهنم میاد بنویسم مسایل مربوط به تنفیذ و تحلیف است . پس از عدم حضور چهره های شاخص نظام و مشروعیت نصفه و نیمه ای که خامنه ای به ا.ن تنفیذ کرد و بعدش هر چی تلاش کرد نتونست ببوستش و پسر گلش حاضر به روبوسی نشد ! فردا قراره که پینوکیو در برابر نمایندگان مجلس قسم بخوره و رییس جمهور رسمی ایران بشه ولی یه اتفاقاتی هم تو این چند روز افتاده که جای بحث داره و این سوال مطرح میشه که وقتی چندین میلیون نفر از بعد از ظهر روز تنفیذ دارن تو کوچه و خیابان داد میزنند که ما این ان رو قبول نداریم آیا این مراسم میتونه بهش رسمیت بده ؟ یا چنانچه همانطور که نمایندگان اقلیت اعلام کردند اگر فردا در مجلس حاظر نباشند مراسم تحلیف رسمیت پیدا میکنه ؟ یا اصلا قانونی در این زمینه هست یا نه فقط حضور حضرت آقا کافیه ؟ یا اینکه اگر در اطراف مجلس بسیجیان عزیز و گاردیان ارجمند در حال مهرورزی به مردم باشند باز هم این نماینده نمایان میرن میشینند و با کمال مهر و صفا مراسم برگزار میکنند ؟ جواب تمام این سوالات مثبت است و این جماعت بی شرم تمام تلاششون رو میکنند که هر جور شده این کوتوله رو به ما غالب کنند ولی تازه مشکلشون از فردا شروع خواهد شد ؛ اولا که حضور مردمی که فردا به بهارستان میان این مراسم رو براشون به جهنم تبدیل میکنه و اگر هم بتونند این مراسم رو به سلامت به پایان برسونند به گواه اکثر کارشناسان و مراجع تقلید این مراسم هیچ مشروعیتی برای ا.ن ایجاد نخواهد کرد ! مردم ایران ا.ن را رییس جمهور خود نمیدانند و مراسم تنفیذ و تحلیف تغییری در ارده مردم ایجاد نمیکند ! رییس جمهور منتخب ما میرحسین موسوی ایست و از فردا وی رسما رییس جمهور شناخته میشود ! هیچ ایرانی با ا.ن همکاری نخواهد کرد و از این پس نافرمانی مدنی نیز به مخالفتهای مردمی اضافه خواهد شد ، اگر به هر طریق فردا نیز بگذرد و مراسم نیز انجام گردد آنچه آغاز میگردد دوره جدیدی از مخالفتهای مردمی است نه دوره جدید رییس جمهوری ا.ن ! فردا از 8 صبح در مفابل مجلس مردم با میرحسین موسوی هم قسم میشوند و او را رییس جمهور میدانند ، آنچه بر این کوتوله خواهد گذشت در درجه دوم اهمیت است ! پاینده باد ایران ، آزاد باد ایرانی

۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه

شوی اعتراف گیری

دیروز شنبه 10 مرداد شاهد آغاز دور جدیدی از شوی اعتراف بودیم که واکنش های شدید داخلی و خارجی را به دنبال داشت و خبرگزاری های مختلف داخلی و خارجی به آن اشاره کردند ولی نکته ای که کمتر دیده شد هدفی است که کودتاچیان دنبال میکنند ، از زمانی که نتایج انتخابات به این شکل دور از ذهن اعلام شد جریانی به چشم میاید که هدفش از میان برداشتن تمامی مخالفان و فراهم سازی زمینه یک حکومت اسلامی است که برای نیل به این هدف سران اصلاحات بزرگترین سد بر سر راه اقتدارگرایان هستند ، سناریوی اعترافات و مجرم معرفی شدن آقایان خاتمی ، کروبی ، میر حسین موسوی و هاشمی رفسنجانی از زبان یاران و نزدیکان ایشان و همزمانی آن با اعلام جرم کیهان بر علیه نامبردگان راه را برای اقدامات بعدی دولت کودتا باز خواهد کرد .
اینان بر این باورند که با دستگیری و یا محدود کردن رهبران جنیش خواهند توانست مردم ناراضی را با ارعاب و برخورد های خشن ساکت نمایند و از دامنه اعتراضات بکاهند و در این بین شاید آقای خاتمی بیش از دیگران در خطر باشد . اما فقدان خبرگانی مانند سعید امامی که توان اجرای هنرمندانه و عامه پسند این اعترافات را داشته باشند به اضافه نخنما شدن و تکراری بودن سناریو پنبه هایشان را رشته کرد و نه تنها موجب اقناع مردم نشد اعتراض ارگان های نزدیک به دولت ( روزنامه جهان و ... ) را نیز به دنبال داشت .
امروز و به دنبال تکذیبیه آقای هاشمی ، اطلاعیه مجاهدین انقلاب ، اطلاعیه آقای موسوی و سایر واکنش ها حضور مردمی برابر دفتر آقای شاهرودی میتواند جواب کوبنده ای از جانب بدنه جنبش باشد ، از این پس شاید کمتر از گدشته شاهد حضور آقای موسوی باشیم که موجه است و بر ماست که با هماهنگی که بین افراد ایجاد شده به راه جنبش سبز ادامه دهیم . اینک پس از 50 روز از شروع اعتراضات متوقف کردن جنیش امری غیر ممکن است و چنانچه پیش از این نیز اشاره کردم بیش از نیمی از مسیر را پیموده ایم و در روزهای آینده و چند حضور میلیونی دیگر به پایان شب خواهیم رسید ، واکنش های خارجی نیز حاکی از موفقیت ماست .
تنها به یاد داشته باشیم بودن یا نبودن یک نفر نمیتواند مانع از حرکت و تجمع ما شود ، پس از پرداخت هر هزینه ای باید بر عزم خویش بافزاییم و با حضور خود ضربه ای بر پیکر دولت کوتا و رژیم دروغ وارد نماییم !
وعده ما 12 تا 14 مرداد و حضوری میلیونی !
پاینده باد ایران ، آزاد باد ایرانی