بحثهای گوناگونی پیرامون حضور هاشمی رفسنجانی در کنار مردم و یا حمایت وی از رهبری در هفته ای که گذشت مطرح شد و دیدگاههای مختلفی درباره موضع گیری جدید وی بیان گردید و سایت وی نیز مطالبی در تشریح موضع وی منتشر نمود که نتوانست دیدگاههای مختلف را به هم نزدیک نماید ، در این مقال تلاش میگردد که جمع بندی جامعی از سخنان موافق و مخالف وی داشته باشیم.
خبرساز شدن مجدد هاشمی پس ازآن بود که مطلبی در حمایت از رهبری از ایشان منتشر گردید و تحلیل های گذشته که وی را در کنار مردم معرفی میکرد زیر سوال برد چنانچه قریب به اتفاق تحلیل گران وی را از گردونه جنبش سبز جدا دانستند و وی را به دنبال حفظ منافع خویش و اطرافیان معرفی نمودند !
در این میان بودند هنوز دوستانی که وی را سیاست مداری قابل میدانستند و میدانند و گفته های او را در جهت حمایت از مردم ارزیابی میکردند( میکنند ) .
در این حقیقت که هاشمی سیاست مداری کار کشته و ماهر است شکی نیست ولی همگان بر این مسأله آگاهند که وی در عین سیاست مداری بسیار ملاحظه کار و با احتیاط عمل میکند و مهمتر آنکه باید دید هدف هاشمی و موضوعی که بر سر آن سیاست بازی میکند چیست ؟
از آغاز نیز آنچه هاشمی در حمایت از مردم و جنبش سبز !!! بیان داشت در واقع برداشتی خوشبینانه بود از سخنان وی که در جهت حفظ رژیم جمهوری اسلامی بیان شده بود و هیچگاه هاشمی مردم و جنبش سبز را بر رژیم ارجح ندانسته و همیشه نشان داده که اهل مصالحه و معامله در جهت حفظ نظام ، اطرافیان و مصالح خویش بوده است !
و نکته دیگر اینکه در شرایط حاکم بر جامعه پس از انتخابات و فشار موجود بر وی و خانواده اش سخنانی با مزمون حمایت از مردم تنها اهرم فشاری بر دولت کودتا و خامنه ای بود و شاید نشان دادن چنگ و دندان به اهالی قدرت ، و اکنون نیز این سخنان در حمایت از رهبری هر چند با توضیحاتی در توجیه آن در ادامه همراه شد تثبیت کننده نظریه اولویت حفظ رژیم بر هر امر دیگر است .
هاشمی کنون بر این عقیده است که با حمایت از خامنه ای میتواند اکثریت را به سمت رهبری متمایل کند و تقصیر ها را به گردن گروه اقلیت احمدی نژاد و بعضی از نظامیان بیاندازد ، چنانچه قبلا نیز احساس میشد که سیاست ها بر جداکردن خامنه ای از جنایات اخیر استوار شده است ! اینک پس از عقب نشینی خامنه ای در سخنانش در جمع دانشجویان (!) و حمله های احمدی نژاد در نماز جمعه به سران جنبش اقدامهای عملی جدیدی در راستای این سیاست انجام گردید و عملا خامنه ای خویش را از جمع کودتاچیان جدا نمود و از این پس احمدی نژاد به عنوان عامل کودتا نقش پر رنگتری خواهد داشت !
هاشمی نیز که موفق به ایجاد اجماع در خلع خامنه ای نشده بود از این سناریو حمایت میکند چون بر این باور است که حفظ خامنه ای و حذف احمدی نژاد به مراتب ساده تر و امکان پذیر تر است و حفظ نظام را نیز باعث میگردد !
ولی در این میان نقش ما چیست ؟ آیا باید چشم بسته از هر جمله ای که به مذاقمان خوش میاید قند در دل آب کنیم و با هر جمله که بوی بی مهری میدهد ابرو در هم بکشیم ؟
من معتقدم که هر یک از ما با حداقل خواسته هایی در حمایت از جنبش به خیابانها آمدیم و همه کم وبیش هزینه دادیم و اکنون با گذشت بیش از 75 روز از انتخابات خواسته های مشخصی داریم و نباید به کسانی مانند هاشمی رفسنجانی اجازه دهیم که با احساسات ما بازی کند و با سوء استفاده از حمایت ما معامله نماید ؛ بلکه میبایست با تدبیر عمل نماییم و در شرایط مختلف از حضور چهره های سیاسی مختلف در جهت نیل به اهداف و آرمانهای جنبش بهره بجوییم ، حضور هاشمی و حمایتش از جنبش سبز تا آنجا که باعث ایجاد شکاف در حاکمیت میگردد مؤثر است و در جهت اهداف ما ، تا جایی که به نفع جنبش سخن میگوید از سخنانش ! ( و نه خودش ) حمایت میکنیم و اگر روزی از رهبری حمایت کرد سخنانش را نقد میکنیم !
جنبش سبز کنون با هدایت موسوی و روشنگریهای کروبی که به حق جواب حمایتهای مردمی را با مدیریت و از خود گدشتگی خویش داده اند نیاز به افراد معلوم الحالی چون هاشمی ندارد ، بلکه بر عکس ؛ هاشمی و دیگر سیاست مداران برای ادامه حیات سیاسی خویش نیازمند حمایت های مردمی هستند .
پاینده باد ایران و ایرانی
#1527
۸ سال قبل

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر